سالنامه اعتماد: سال ۹۶ را باید سال افزایش شگفت انگیز آزادی بیان در ایران دانست. دست کم از زمان توقیف گسترده مطبوعات در اردیبهشت ۱۳۹۶، آزادی بیان در ایران، به ویژه در حوزه سیاست، هیچگاه در این حد نبوده است

اندر حکایت توسعه آزادی بیان

به هر حال نفس انتقادات رادیکال احمدی نژاد و روحانی و سایر سیاستمداران اصلاح طلب و بعضا اصولگرا از جنبه های گوناگون وضع موجود، نه فقط مصداق توسعه آزادی بیان است، بلکه حساسیت های نهادهای نظارتی را هم در این زمینه متحول کرده است. اگر در سال ۸۸ پست فیس بوکی یک شهوند عادی می توانست موجب هزینه پرداختن او شود، امروزه دیگر کسی با نوشته های انتقادی شهروندان در فیس بوک نو توییتر و اینستاگرام و تلگرام کاری ندارد. یا مثلا وقتی احمدی «ژاد به سبک نه چندان مودبانه خودش تندترین انتقادها را متوجه رییس قوه قضایی می کند.

سالنامه اعتماد: سال ۹۶ را باید سال افزایش شگفت انگیز آزادی بیان در ایران دانست. دست کم از زمان توقیف گسترده مطبوعات در اردیبهشت ۱۳۹۶، آزادی بیان در ایران، به ویژه در حوزه سیاست، هیچگاه در این حد نبوده است. نطفه این نوزاد در انتخابات ریاست جمهوری بسته شد. اگرچه در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ نیز محمود احمدی نژاد دلیری های بسیار کرد و سخنانی فراتر از خط قرمزهای نظام جمهوری اسلامی بر زبان راند، ولی هشت سال قبل نه تلگرام و اینستاگرامی در جامعه ایران بود نه احمدی نژاد چهره های مشهور و موثر حاشیه قدرت را با ادبیاتی کم سابقه نقد کرد.

اما روحانی در سال ۹۶ پا را فراتر گذاشت و رقیبش را که موقعیتی مثل موقعیت احمدی نژاد در انتخابات سال ۸۸ داشت، چنان نقد کرد که حقیقتا در تاریخ جمهوری اسلامی ایران بی نظیر بود. اگر احمدی نژاد موضوع فساد مالی آقازاده ها و حداکثر برخورد خشن با دختران بدحجاب در دهه ۶۰ را پیش کشیده بود، روحانی در نقد رقبایش به سابقه ۳۸ سال زندان و اعدام اشاره کرد. درواقع تندروی لجستیکی و پشت پرده حامیان رییسی، موجب تندروی روحانی روی صحنه انتخابات شد. هرچه بود، سخنان تند و تیز روحانی موثر واقع شد و نیروهای اجتماعی مدرن و مردد را به حد کافی پای صندوق های رای کشاند و دولت اعتدال دولت مستعجل نشد. انتقادات روحانی حتی بعد از انتخابات هم ادامه یافت.

بازگشت روحانی به رادیکالیسم ایام انتخابات، در حالی صورت گرفت که علاوه بر اعتراضات دی ماه، دو واقعه سیاسی مهم دیگر نیز در کشور در جریان بود. نخست اعتراض نمادین و بی سابقه برخی از زنان و دختران ایرانی به قانون حجاب، دوم رسمیت یافتن کنش اپوزیسیونی احمدی نژاد. احمدی نژاد که از سال ۱۳۹۰ با نظام به اصطکاک رسیده بود، در انتخابات ریاست جمهوری ۹۶، با شیوه رای دانش در کنار بقایی و نیز با نامه های سرگشاده ای که در نیمه دوم سال نوشت، گام نهادن در وادی تازه ای را تجربه کرد. انتقادات پی در پی و عجیب احمدی نژاد از رییس قوه قضاییه هم، چه در مصاحبه با سایت «دولت بهار» چه در حرم عبدالعظیم، چه روی پله های دادگستری، وضعیت دشواری را برای قوه قضاییه و به ویژه رییس این قوه ایجاد کرد.

انتقاد از رییس قوه قضاییه، که در نیمه دوم سال ۹۵ با افشاگری محمود صادقی آغاز شده بود، با جملات عجیب احمدی نژاد شدت گرفت و به بالاترین حد ممکن در ۱۸ سال اخیر رسیده. یعنی از زمان انتصاب هاشمی شاهرودی به ریاست قوه قضاییه، هیچگاه انتقادات از رییس این قوه به اندازه یک سال اخیر نبوده است. با این حال اگر محمود صادقی فقط منتقد ۶۳ حساب بانکی رییس قوه قضاییه بود و در مجموع جانب ادب را در مقام نقد صادق لاریجانی نگه می داشت، احمدی نژاد با بی پروایی مبهوت کننده ای هرچه می خواست دل تنگش بگفت! مجموعه این وقایع، یعنی سخنان رادیکال روحانی در ایام انتخابات و در دهه فجر، نقد بسیار تند رییس قوه قضاییه از زبان احمدی نژاد، اعتراضات اجتماعی و انفرادی دی ماه و بهمن ماه و البته استفاده روزافزون مردم از اینترنت، دامنه آزادی بیان را در سال ۹۶ چنان توسعه بخشید

اینکه توسعه آزادی بیان در ایران امروز حادثه ای استثنایی و موقت است یا می تواند تبدیل به قاعده شود و پایدار بماند، سوالی است که پاسخ آن به عوامل بسیاری بستگی دارد؛ از میزان تحمل هسته مرکزی قدرت تا امکان محدود کردن استفاده شهروندان از اینترنت. ولی اجمالا به نظر می رسد «روح زمانه» در خدمت توسعه آزادی بیان در جامعه ایران است و دیگر به آسانی نمی توان دفعتا کاری کرد که شایعات جایگزین مطبوعات شوند. هر چند که در فضای کنونی هم شایعات زیادی در گردشند ولی افکار عمومی از امکان سنجش اکثر این شایعات برخوردار است و دروغ ها زودتر از قبل به نفع حقیقت سپر می اندازند و به فراموشخانه افکار عمومی می روند.

که حقیقتا در سال های قبل و چه بسا در کل ۳۶ سال اخیر کم نظیر بوده است. موجی که در اثر هشتگ ها و کامنت های انتقادی مردم ایجاد می شود، فارغ از اینکه انتقادات آنها متوجه کدام جناح است، نه فقط مرزهای آزادی بیان را در ایران امروز توسعه داده است بلکه هزینه مخالفت با افکار عمومی را چند چندان می کند. تنها تفاوتی که در این میان وجود دارد، شاید خصلت غیر رسمی این آزادی بیان باشد. اما این ویژگی اگر شامل توییت ها و نوشت های مردم عادی در تلگرام و اینستاگرام شود، سخنان انتقادی رییس جمهور قبلی و فعلی را شامل نمی شود.

زمانی که او در دفاع از بخش خصوصی به «دولت با تفنگ» اشاره کرد، حیرت ناظران سیاسی بابت جسارت رییس جمهور فزونی گرفت. ولی بازداشت برادر روحانی و نیز بی ثمر ماندن تلاش های او برای انتخاب وزیر زن و سنی، ترمز تندروی های رییس جمهور را کشید، از آن پس روحانی چند ماهی را در رخوت سیاسی به سر برد و چندان نرم و خنثی سخن می گفت که این بار صدای طرفدارانش درآمد و سرانجام کار به هشتگ «من پشیمانم» کشیده شد. علی کریمی و برخی از سلبریتی ها، مشغول اظهار پشیمانی از رای دادن به روحانی بودند که ناگهان اعتراضات دی ماه شکل گرفت. این اعتراضات زمینه ساز خروج روحانی از انفعال شد و او دوباره توانست با صدایی رسا سخنانی شگفت آور بگوید.

محمود صادقی

اندر حکایت توسعه آزادی بیان

روحانی در آغاز دهه فجر در واکنش به اعتراضات دی ماه، در حرم بنیانگذار جمهوری اسلامی گفت: «رژیم گذشته که فکر می کرد سلطنتش مادام العمر است و حکومت سلطنتی ابدی دارد، به این دلیل همه چیز را از دست داد که صدای نقد و نصیحت مردم و صدای مصلحان، ناصحان، علما و بزرگان و فرهیختگان را نشنید. رژیم گذشته صدای اعتراض مردم را هم نشنید و فقط یک صدا شنید و آن انقلاب مردم بود. برای حکومتی که فقط می خواهد صدای انقلاب را بشنود، بسیار دیر است.» این سخنان بی سابقه در تاریخ نطق های روسای جمهور ایران، با سخنرانی روحانی در سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی تکمیل شد. روحانی در روز ۲۲ بهمن گفت: «قانون اساسی بن بست ها را برداشته و ظرفیت بزرگی دارد و اگر در موضوعی با هم بحث داریم باید به اصل ۵۹ مراجعه کنیم که طبق آن باید به آرای مردم مراجعه کرد.»

توییت های انتقادی مصطفی تاج زاده و عبدالله رمضان زاده دردسری برای این افراد ایجاد نمی کند. یا در بحث دینی شدن علم، که از یک دهه پیش سیاست رسمی نظام جمهوری اسلامی است، وقتی رییس فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران رسما اعلام می کند که علم دینی نمی شود اندکی پس از او حسن روحانی هم به جد از تلاش برای اسلامی کردن علوم انسانی انتقاد می کند، طبیعی است که مرزهای آزادی بیان در این زمینه توسعه یابد و سایر منتقدان اسلامی شدن علوم انسانی نیز راحت تر از قبل در انتقاد از این پروژه بنویسند و بگویند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *